عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 9
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
اسلام توحيد است ، و توحيد براى اينكه در وجود انسان تحقق يابد نمىتواند ذهنى بماند ، بلكه بايد در دل سالك سرايت كند . به قول جامى ، « فرق است ميان يكتا گفتن و يكتا بودن » ، « 1 » و او خود بدون شك به مرحلهء « يكتا بودن » رسيده بود ، چنان كه عبد الغفور لارى در ضمن شرح حال او مكرر به اين نكته اشاره كرده است . استغراق و استهلاك جامى در حقيقت دين و عرفان ناچار در تمام آثار او متجلى شده است ، چنان كه عبد الغفور لارى نقل مىكند كه جامى دربارهء خود گفته است ، « سرّ وحدت و معنى توحيد چنان غالب شده است كه دفع وى را از خود نمىدانيم ، و در اين هيچ اختيارى نيست . هيچ چيز قبل از اين معنى در خاطر نيايد . اين معنى پيش همه گرفته است . « ما رأيت شيئا الا و رأيت الله قبله . » « 2 » پس از نظر عملى و ذوقى جامى مظهر مقام فناء و بقاء بود ، زيرا خود به اين مرحله از سير و سلوك رسيده بود و از نظر عقيده و رأى چون تابع مكتب شيخ أكبر بود ، ناچار مقام وصال خود را به شيوهء اين مكتب بيان مىكرد . رابطهء جامى با طريقهء نقشبنديه يا « طريقهء خواجگان » را عبد الغفور لارى به تفصيل شرح داده است ، و تذكرهء او در اين مورد از جملهء منابع موثق به شمار مىرود ، زيرا وى خود مريد و شاگرد بلا فصل جامى بوده و بنا بر اين به آداب و شيوهء سير و سلوك اين طريقه كاملا وارد بوده است . استاد معنوى و مرشد جامى سعد الدين كاشغرى ( ف 860 ) بوده ، كه با دو واسطه مريد مؤسّس طريقهء نقشبندى خواجه بهاء الدين محمد بن محمد نقشبند بخارى ( ف 791 ) بوده است . « 3 » به قول لارى جامى ابتدا خواجه سعد الدين را در واقعه اى « 4 » ديده بوده
--> « 1 » . تكمله ، ص 29 . « 2 » تكمله ، ص 16 . « 3 » رك تكمله ، ص 14 . جامى شرح حال سعد الدين و همچنين پيشروان او در سلسلهء نقشبندى در نفحات الانس آورده است . رك سعد الدين كاشغرى ، نفحات ، ص 403 خواجه نظام الدين خاموش ، ص 400 خواجه علاء الدين عطار ، ص 389 خواجه بهاء الدين نقشبند ، ص 384 . « 4 » براى معنى اين كلمه رك نقد النصوص ، 156 / 23 به بعد .